كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
905
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
آن است كه روم فتح شده ايلدرم بايزيد گرفتار گردد كه نخوت او از حد گذشته هنگام زوال دولت اوست . « 1 » صاحبقران مظفر لوا جهت دفع انديشهء امرا مولانا شهاب الدين عبد اللّه لسان را طلب فرمود و به مبالغه تفحص احكام نجوم نمود كه آنچه پيش تو روشن شده هيچ بازمگير . مولانا گفت تقويم امسال نوشتهام و احتياط تمام به جاى آورده طالع اين دولت در غايت قوّت است و از دشمن در نهايت ضعف و در آن ايام ذو ذؤابه در برج حمل ظاهر شد و از نماز شام تا غروب شفق مىنمود و بعد از چند روز به وقت صبح در مشرق پيدا مىشد . مولانا عبد اللّه كتابى از مؤلفات مولانا محيى الدين مغربى كه قرب صد سال از كتابت آن گذشته بود به مجلس همايون آورده نقل نمود كه هرگاه ذو ذؤابه در برج حمل ظاهر شود ، دليل است بر آنكه لشكرى از جانب مشرق بر بلاد روم مستولى شده والى روم گرفتار گردد . آن حضرت را تسلّى حاصل آمده عزم رزم روم جزم كرد و چون ايلدرم بايزيد گرفتار گشت ، آن حضرت در ميان محاوره با او گفت كه اين واقعه تقدير يزدانى و تأثير آسمانى بود و مرا منجمى است كه چنين و چنين حكم كرده بود . ايلدرم چون از مجلس برخاست التماس كرد كه آن منجم را ساعتى پيش من فرستيد . آن حضرت مشار اليه را پيش او فرستاد و فرمود كه هرچه پرسد جواب گوى . مؤلف زبدة التواريخ « 2 » گويد كه همراه مولانا پيش ايلدرم رفتيم و به واسطهء ترجمان سخن گفتيم . از اين واقعه سؤال كرد . مولانا گفت در فلان كتاب چنين نوشته است و چند سؤال ديگر كرده جواب شنيد و به طريق التماس گفت گاهگاه ساعتى پيش من آييد كه مرا با اين طايفه انس تمام است . « 3 » فى الجمله با سر سخن رويم .
--> ( 1 ) . اين دخالت جلال اسلام در ظفرنامه نيامده است . ( ر ك ظفرنامه ج 2 ص 284 ) . ( 2 ) . حاشيهء نسخ س ، ك ، ف : « خواجه لطف اللّه مشهور به حافظ ابرو . » ( 3 ) . اين داستان ايلدرم بايزيد در ظفرنامه نيست .